نسیم عشق

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت ... باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

پله پله تا خدا

از مسجد ِ روحانی ِ گوهر شاد که بگذریم ...

صد البته که نمی شود گذشت ...

اما قرعه ی فال به نام  ِ ما نزدند ...

می رسیم به مسجد ِ ...

همان مسجد ِ زیبا و دلنشین ...

همان مسجد و من و  او  برای اولین بار ...

همان مسجد و من و  او  برای آخرین بار ...

حالا همان مسجد ... اما من و "تو" برای اولین بار ...

حالا همان مسجد ... اما من و "تو" نه برای آخرین بار ...

چه زیبا تکه های جورچین ِ قلبم را مرتب می سازی ...

تکه ای را بر می داری ... تکه ای را می گذاری ...

"تو" خوب می دانی جورچین ِ قلبم چگونه زیبا می شود ...

"تو" خوب می دانی جورچین ِ قلبم چگونه کامل می شود ...

و  "تو" خوب می دانی طرح ِ نهایی چه باید باشد ...

خیلی برایت حرف دارم مثل ِ همیشه ...

 خیلی برایم حرف داری مثل ِ همیشه ...

 و چه فرصتی بهتر از این خلوت ِ ویژه ی ویژه ی سه روزه ...

راستی ممنون از دعوتت ... حتما خواهم آمد  ... حتما ...

 

د.ن 1: 

 المنه لله که در میکده باز است ... زان رو که مرا بر در  ِ "او" روی نیاز است ...

بر دوخته ام دیده چو باز از همه عالم ... تا دیده ی من بر رُخ زیبای "تو" باز است ...

 د. ن 2: من می مانم و "تو" ...  "تو"  می مانی و من ...

+نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٦ساعت۱:٠٥ ‎ب.ظتوسط ناشناس | نظرات ()