نسیم عشق

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت ... باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

گفتی:

شب را مایه ی آرامش قرار دادم ...

ببین:

شب ها نا آرام و بی قرارم ...

 

د.ن 1: آمد شب و از خواب مرا رنج و عذابست ... ای دوست بیار آنچه مرا داروی خواب است ...

د.ن 2: من می مانم و "تو" ... "تو" می مانی و من ...

+نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٢٥ساعت٩:٤٤ ‎ق.ظتوسط ناشناس | نظرات ()