نسیم عشق

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت ... باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

خدایا! آنگاه که تو را می‏خوانم و صدایت می‏زنم، صدا و دعایم را بشنو  و اجابت کن،

و آنگاه که با تو نجوا می‏کنم، بر من عنایت کن،من از همه به سوی تو گریخته و در پیشگاه تو ایستاده‏ام.                                                      

اگر محرومم سازی، کیست که روزیم دهد؟

و اگر خوارم کنی، کیست که یاریم کند؟

خدایا! اگر شایسته رحمت تو نیستم، تو سزاواری که رحمت گسترده‏ات را بر من عطا کنی.

خدایا! اگر مرا به جرمم بگیری، دست‏به دامان عفوت می‏زنم.

اگر مرا به گناهانم مؤاخذه کنی، تو را به بخشایشت‏بازخواست می‏کنم.

آفریدگارا! اگر گناهان، مرا از لطف والای تو دور ساخته، اما یقین به کرم و عنایتت، آگاه و امیدوارم ساخته است.

+نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۳ساعت۱۱:٤٤ ‎ق.ظتوسط ناشناس | نظرات ()