نسیم عشق

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت ... باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

به نام او

و بازهم مثل همیشه

تو نزدیکی و من دور

تو اینجایی و من جای دگر

تو با منی و من بی تو

تو به  فکر منی  و من غافل از تو

تو مرا نظاره می کنی و من غرق در رویاهای دنیا

اما مجال بده تا بگویم، گاهی به یادت هستم

آن هم وقت دلتنگی و تنهایی

آنگاه با بند بند وجودم حس می کنم که

تو برایم بهترینی

و من برایت بدترین

یا حق

+نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۱۳ساعت٢:٥٤ ‎ب.ظتوسط ناشناس | نظرات ()