نسیم عشق

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت ... باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

به نام او

نه طاقت ماندن دارم نه پای رفتن

 

برای ماندن قلبم تیره و تار است و برای رفتن پرونده ام سیاه

 

برای ماندن کوله بارم سنگین است و برای رفتن دستهایم خالی

 

برای ماندن خسته و فرسوده ام و برای رفتن ترسان و نالان

 

برای ماندن دل آسمانی ندارم و برای رفتن پر پرواز

 

برای ماندن نفسی ندارم و برای رفتن هیچ

 

یا حق

+نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٢ساعت۱۱:٠٦ ‎ق.ظتوسط ناشناس | نظرات ()