نسیم عشق

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت ... باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

به نام او

و بازهم روزها و شب های زیبای رمضان گذشت

اما نه ......

هنوز ایمان دارم

روزها و شب های تو همه زیباست

این منم که زشتم

این منم که رنگ زشتی را

بر بوم روزگار زیبایت زده ام

این منم که باید زیبا شوم

تا لایق جانان شوم

این منم که باید رها شوم

از بند و زندان نفس

تا در بند عشق لایتناهی تو  گرفتار آیم

وه که چه زیباست

این رهایی

 و

آن در بند شدن

یا حق

+نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/٢۱ساعت۸:۳٩ ‎ق.ظتوسط ناشناس | نظرات ()