نسیم عشق

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت ... باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

خدایا ....... ببخشید ....... ولی من اعتراض دارم .......................

چرا درست موقعی که بهت تکیه کرده بودم و خیالم راحت بود، پشتمو خالی کردی ؟؟؟؟؟؟؟

چرا درست موقعی که گرمای دستاتو حس می کردم، دستمو رها کردی؟؟؟؟؟؟؟

چرا درست موقعی که محبت نگاهتو حس می کردم، چشماتو روی من بستی ؟؟؟؟؟؟؟

چرا درست موقعی که آرامش حضورتو حس می کردم، ترکم کردی ؟؟؟؟؟؟؟

چرا ؟؟؟؟؟؟؟ چرا ؟؟؟؟؟؟؟ چرا ؟؟؟؟؟؟؟ چرا ؟؟؟؟؟؟؟

 

+نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/۱۱ساعت۱٠:٥٦ ‎ق.ظتوسط ناشناس | نظرات ()