نسیم عشق

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت ... باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

کشیده سرنوشت من به دفترم خط عذاب
از آن خطی که او نوشت به یادگار خسته ام

در انتظار معجزه ، فصل به فصل رفته ام
هم از خزان تکیده ام ، هم از بهار خسته ام

 

د.ن 1: آخر این قرار ما بود ..... باز که بر هم ریخته ام ..... ! !

د.ن 2: من می مانم و تو ..... تو می مانی و من .....

د.ن 3: ضرب آهنگ ناموزون قلبم را می شنوی .....؟؟ ! !

+نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۳ساعت٩:٠۳ ‎ق.ظتوسط ناشناس | نظرات ()