برای تو ...

تو سفره را برای همه پهن می کنی ...

بر مهربانی تو این کارها بس است ...

عمریست من مُدام دیوارها چیده ام ...

بین من و تو چیدن دیوارها بس است...

این بار را بخر که دگر راحتم کنی ...

بیهوده رفتن سر بازارها بس است ...

 

د.ن 1: من پشت کردم به همه دنیا، تا رو به تو سجاده بندازم ...

د.ن 2: هر روز حسم تازه تر می شه، غرق تو می شَم بلکه دریا شَم ...

د.ن 3: من می مانم و تو ..... تو می مانی و من .....

/ 5 نظر / 6 بازدید
زیبابین

روز ماه رمضان، زلف میفشان که فقیه/ بخورد روزه ی خود را به گمانش که شب است...

خاک بازی

این بار را بخر که دگر راحتم کنی/بیهوده رفتن سر بازارها بس است!! این بار را بخر که دگر راحتم کنی/بیهوده رفتن سر بازارها بس است!! این بار را بخر که دگر راحتم کنی/بیهوده رفتن سر بازارها بس است!! این بار را بخر که دگر راحتم کنی/بیهوده رفتن سر بازارها بس است!! این بار را بخر که دگر راحتم کنی/بیهوده رفتن سر بازارها بس است!! این بار را بخر که دگر راحتم کنی/بیهوده رفتن سر بازارها بس است!!

کربلایی

سلام[گل] یادمان رفت آن روزها بوی سیر می امد و وضعیت قرمز بود[گل] ایستادیم[گل] در بهت دشمن و در میانه سنگر[گل] چون سپر[گل] در هجوم قهر ُبرای شهر![گل] با هر ترکشی ُ کبوتری پرکشید[گل] و لاله های خونین بالُ[گل] در آن سوی خاکریز[گل] دپو شدند![گل] در دریای خون ُ لبریز باور شدیم[گل] و در راه داور در خون شناور ![گل] صدها هزار پاره به معراج رفتیم[گل] و برای صدها هزار کبوتر خونین بال[گل] دست تکان دادیم ُ تا وضعیت شهر قرمز نماند[گل] و نماند![گل] * * * این روز ها بوی فراموشی می آید[گل] و وضعیت زرد است[گل] و کس نمیداند که عزت ُ چه بهایی داده است ُ که رهایی زاده است[گل] خیلی نامردیم[گل] راه را گم کردیم[گل] آتش سرد شدیم[گل] از وفا طرد شدیم[گل] معدن درد شدیم[گل] یادمان رفت که خرج من و تو گشته شهید[گل]

عاشق کوهستان

سلام علیکم[گل] طاعات و عباداتتون مقبول درگاه الهی انشا’الله خاک وجود ما را از آب دیده تر کن ویرانسرای دل را گاه عمارت آمد .........