اعتراض

خدایا ....... ببخشید ....... ولی من اعتراض دارم .......................

چرا درست موقعی که بهت تکیه کرده بودم و خیالم راحت بود، پشتمو خالی کردی ؟؟؟؟؟؟؟

چرا درست موقعی که گرمای دستاتو حس می کردم، دستمو رها کردی؟؟؟؟؟؟؟

چرا درست موقعی که محبت نگاهتو حس می کردم، چشماتو روی من بستی ؟؟؟؟؟؟؟

چرا درست موقعی که آرامش حضورتو حس می کردم، ترکم کردی ؟؟؟؟؟؟؟

چرا ؟؟؟؟؟؟؟ چرا ؟؟؟؟؟؟؟ چرا ؟؟؟؟؟؟؟ چرا ؟؟؟؟؟؟؟

 

/ 2 نظر / 7 بازدید
...

کی گفته که پشتتو خالی کردم؟! کی گفته که دستتو رها کردم؟! کی گفته که چشمامو به روت بستم؟! کی گفته که ترکت کردم؟! مگه میشه یه خدا بنده شو تنها بذاره؟مگه میشه یه خدا بنده شو رها کنه؟شنیدی که از مادر به بنده هام مهربون ترم؟!یه مادر حتی اگه فرزندش خطایی کنه پای خطای اون می ایسته پشتشو خالی نمی کنه پس چطور تصور کردی که من ...من خدا...من مهربون تر از مادر تو رو رها کردم؟!! خوب نگاه کن همین جام درست وسط قلبت...همون جایی که وقتی می شکنه سر من داد می کشی...همون جایی که وقتی خالی از محبت همه میشه باز سرمن داد می کشی... من اما از اون جا تکون نمی خورم اون جا مال منه اون قدر می شینم تا منو ببینی تا صدام کنی تا امیدتو از خلق ناامید کنی و بیای سراغ خودم...با همه وجودت صدام بزنی و من با همه وجودم لبیک بگم... چرا سراغمو نمی گیری؟چرا؟چرا؟چرا؟چرا؟چرا؟....

گروه طوبی

جلوه ای از شکایت بزرگان دینمان به درگاه محبوب الهم انا نشکو الیک فقد نبینا و غیبت ولینا و ....(دعای افتتاح) اشکو الیک غریتی(دعای عرفه) با عرض ادب و احترام منتظر حضورتان در وبلاگ گروه هستیم