نسیان ...

من و خدا ...

هر دو ... هر روز ...

فراموش کاریم ...

من عطایش را ... " او" خطایم را ...

 

د.ن 1: 

لطف الهی بکند کار  ِ خویش ... مژده ی رحمت برساند سروش ...

لطف خدا بیشتر از جرم  ِ ماست ... نکته ی سربسته چه دانی، خموش ...

د.ن 2: چه فرصتی مغتنم تر از این میهمانی ویژه که قدر لطف و عطایت را بشناسم  ...

د.ن 3: من می مانم و " تو" ... "تو" می مانی و من ...

 

 

/ 7 نظر / 7 بازدید
ترلان

سلام من هنوز فراموشی گرفته ام من هنوز گمش کرده ام نگرانم

هفت وادی

بسم الله .. چقدر کوچکم من .. چقدر بزرگی تو .. با دست تهی آمدنم عیبی نیست عیب است که با دست تهی برگردم .. سلام بی تردید ماه از نیمه گذشت .. التماس میکنم دعا [گل]

عاشق کوهستان

سلام به به ... لطف الهی بکند کار خویش / لطف خدا بیشتر از جرم ماست این تصویر و باران رحمت الهی و قدردانی از رحمت بیکران خداوند توسط بندگان ، خودش گویای الطاف و عنایات حق تعالی میباشد زنده باشید دعا میکنم غرق بارون بشی انسان باید قدر خودش را بشناسد تویی خلاصه ی ارکان و انجم و افلاک ولی چه سود که خود را نمی کنی ادراک و راه رسیدن به حضرت حق فقط تقوی و بندگیست و لاغیر موانع تا نگردانی ز خود دور درون خانه ی دل نایدت نور ابوسعید ابوالخیر هم میگوید یک صبح به اخلاص بیا بر در دوست/ گر کام تو بر نیامد آنگه گله کن خلاصه که ماه مبارک ماه باصفائیست و باید قدر دانست و بهره برد بقول آقاسید مهدی قوام : گر تو را در خانه ی جانانه مهمانت کنند گول نعمت را مخور مشغول صاحبخانه باش آقا میرزا حبیب خراسانی هم فرمودند : پند من بشنو بجز با نفس شوم بدسرشت با همه عالم مدارا کن کمال این است و بس چون به دست خویشتن بستی تو پای خویش را هم به دست خویشتن واکن کمال این است و بس ...

صراط ...

به نام او ... اَللّهُمَّ اِنَّ عَفْوَكَ عَنْ ذَنْبى وَ تَجاوُزَكَ عَنْخَطيَّئَتى وَ صَفْحَكَ عَنْ ظُلْمى وَ سَِتْرَكَ عَلى قَبيحِ عَمَلى وَ حِلْمَكَ اَسْئَلَكَ ما لا اَسْتَوْجِبُهُ مِنْكَ همین عفو و گذشت و مراعات من و ستر و حلم تو سبب شده که من از تو چیزایی طلب کنم که مستحقش نیستم ..."فرازی از افتتاح" چه خوب منو تأدیب و تنبیهم نمی کنی درحالی که می دونم لک العتبی لک العتبی لک العتبی حتی ترضی تو حق داری منو عتاب و عذاب و عقابم کنی ... ------------------------------------------------------------- در باقی مانده این ماه بخواهیم آنچه را که به خوبانش عطا می کنه از روی کرم و بزرگواریش به ما هم عنایت کنه ... از معادن و خزائن او که چیزی کم نمی شه ... می شه؟!!!

عليزاده

گويند خدا هميشه با ماست . . . . . . . اي غم نكند خدا تو باشي؟!

خاطرات را بايد سطل سطل از چاه زندگي بيرون کشيد! خاطرات نه سر دارند و نه ته بي هوا مي آيند تا خفه ات کنند مي رسند... گاهي وسط يک فکر گاهي وسط يک خيابان سردت مي کنند،داغت مي کنند رگ خوابت را بلدند،زمينت مي زنند خاطرات تمام نمي شوند...تمامت مي کنند!!

ensi

تمام ِ خنده هایم را نذر کرده ام تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا عطر دستهایت دلتنگی ام را به باد میسپارد ...