بازهم برای تو ...

 گفتم بدوم تا  "تو"، همه فاصله ها را

تا زودتر از واقعه، گویم گله ها را

چون آیینه پیش "تو" نشستم که ببینی

در من اثر ِ سخت ترین زلزله ها را

پُر نقش تر از فرش ِ دلم، بافته ای نیست

از بس که گره زد به گره، حوصله ها را

ما تلخی ِ "نه" گفتنمان را که چشیدیم

وقت است بنوشیم از این پس، بله ها را

بگذار ببینیم بر این جُغد ِ نشسته

یکبار دگر، پَر زدن چلچله ها را

یک بار هم ای عشق ِ من، از عقل مَیندیش

بگذار که "دل" حل بکند، مسئله ها را

 (محمدعلی بهمنی)

د.ن 1: تنها "تو" ، دل را رها نمی کنی  ....

د.ن 2: تنها "تو" ، دل را می فهمی ....

د.ن 3: من می مانم و تو ..... تو می مانی و من .....

/ 4 نظر / 10 بازدید
عاشق کوهستان

سلام عزیز دام سخت است مگر یار شود لطف خدای ورنه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم .......... هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ از یمن دعای شب و ورد سحری بود ......

کربلایی

سلام[گل] یادمان رفت آن روزها بوی سیر می امد و وضعیت قرمز بود[گل] ایستادیم[گل] در بهت دشمن و در میانه سنگر[گل] چون سپر[گل] در هجوم قهر ُبرای شهر![گل] با هر ترکشی ُ کبوتری پرکشید[گل] و لاله های خونین بالُ[گل] در آن سوی خاکریز[گل] دپو شدند![گل] در دریای خون ُ لبریز باور شدیم[گل] و در راه داور در خون شناور ![گل] صدها هزار پاره به معراج رفتیم[گل] و برای صدها هزار کبوتر خونین بال[گل] دست تکان دادیم ُ تا وضعیت شهر قرمز نماند[گل] و نماند![گل] * * * این روز ها بوی فراموشی می آید[گل] و وضعیت زرد است[گل] و کس نمیداند که عزت ُ چه بهایی داده است ُ که رهایی زاده است[گل] خیلی نامردیم[گل] راه را گم کردیم[گل] آتش سرد شدیم[گل] از وفا طرد شدیم[گل] معدن درد شدیم[گل] یادمان رفت که خرج من و تو گشته شهید[گل]

ترلان

بسم الله سلام وای که من چه لذتی می برم از خواندن این یک جمله من می مانم و تو... تو می مانی و من انگار ته ته ته عبودیت است دلم آرام می شود با بند سه تمام نوشته های اخیرت دلم نابود می شود

سید علیرضا رئیسی

پُر نقش تر از فرش ِ دلم، بافته ای نیست آیم و اگر هیچ نیائی گله ای نیست یک مصراع از این شعر زیبا انتخاب کردم و مصراع بعدی را اینگونه نوشتم این جسارت را به بزرگواری خودت ببخش شعری زیبا و با معنی از اندیشه پاک و روشن ذهنت خواندم