و لم یکن له کفوا احد ...

بیا دستِ قشنگِ مهربانت را عصایی کن که برخیزم ...

و شورانگیز و شاد آلود به دامانِ شقایق ها بیاویزم ...

بدزدم تیشه ی فرهادِ عاشق را و بی پروا چنان رعدی ...

بنای سنگی غم را فرو ریزم ...

 بسازم کلبه ی عشقی میانِ باغ فرداها و ...

حافظ وار بر بام ِ فلک طرحی دگر از عشق اندازم ...

و نقش دیگری ریزم ...

بیا وا کن لبانم را به تکرار ِ سرودِ عشق ...

که من آن مرغ ِ غمگین ِ شب آویزم ...

 

د.ن 1:  مرا در بیکران دنیای تنهایان، رهایم "تو" نخواهی کرد ...

د.ن 2: نشود فاش ِ کسی، آنچه میان من و "تو" ست ...

 د. ن 3: من می مانم و "تو" ...  "تو"  می مانی و من ...

/ 5 نظر / 9 بازدید
صراط

به نام او ... سلام علیکم ... خوشحالم که دوباره بازگشته اید و می نویسین ... شورها و سوزها و بسطها و قبضها همه در دست اوست مهم همینه که در وفور نعمات مغرور و مغفول نمانیم و در نقمتها و فراقها و قبضها و مصایب مأیوس و ناامید نشویم ... خداوند قرین و همراه همه کامیابیها و ناکامیهاتون ... موفق باشین ...

ترلان

سلام من چقدر این پی نوشت های نسیم رحمتی رو دوست دارم انگار واقعا مثل یه نسیم میاد و می خوره به صورتم و رد میشه یا نه به روحم رهایم تو نخواهی کرد آنچه میان من و تو است من می مانم و تو و من چقدر این روزها این تو را دوست دارم :)

عاشق کوهستان

سلام علیکم خوشحالم که دوباره دست به قلم شدید و ما بهره میبریم ... الحمدالله خیلی لطیف است و زیبا هم متن اصلی و هم 3 تا دلنوشتتون...... زنده باشید تصویر هم قشنگه [گل][لبخند]

شکوفه

درود مهربان من این ترانه را خیلی دوست دارم بازگشتتان را تبریک می گویم

خاک بازی

من دستم به آسمان نمی رسد تو که دستت به زمین می رسد بلندم کن خدا .. سلام زیبا بود ، هم تصویر، هم متن، هم مداحی که عاشقم میکنه ممنون[گل]