مرهم ...

 رفتم به طبیب و گفتم از دردِ نهان

گفتا: ز غیر دوست بر بند زبان

گفتم که: غذا؟ گفت: همین خونِ جگر

گفتم: پرهیز ؟ گفت: از هر دو جهان

ابوسعید ابوالخیر 

د.ن:

دارم می آیم میهمانی اما ....

دلم ریش  ِ ریش است .... جگرم خون ِ خون است ....

می بینی،  اشک هایم افاقه نمی کند .....

تو ببار ... مستمر ببار ... تا ابد ببار .... ببار ....

من می مانم و تو ..... تو می مانی و من .....

/ 6 نظر / 6 بازدید
عاشق کوهستان

سلام دوست عزیز[گل] عیب از ماست ، اگر دوست ز ما مستور است دیده بگشای که بینی همه عالم طور است ........ دعا میکنم غرق باران شوی چو بوی خوش یاس و ریحان شوی چو یاران مهدی(ع) شمارش شوند دعا میکنم جزء یاران شوی .........

ر-ز

سلام خداجون دوستت دارم

کربلایی

سلام[گل] قال الرضا عليه السلام: انما امروا بالصوم لكى يعرفوا الم الجوع و العطش فيستدلوا على فقر الاخر. امام رضا عليه السلام فرمود: مردم به انجام روزه امر شده ‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بيچارگى آخرت را بيابند. وسائل الشيعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرايع، ص 10 موفق وکربلایی باشید[گل]

ترلان

سلام خوشا به سعادتت بانو که تو می مانی و او و او می ماند و تو خوشا به سعادتت بانو بریدن از هر که غیر او یا حق

بغض واره

وعده کردی و دعوت اجابت کردم اما هیچ در بساط ندارم هیچ

خاک بازی

گفتم: چشمم .. گفت: به راهش می‌دار گفتم: جگرم .. گفت: پر آهش می‌دار گفتم که: دلم .. گفت: چه داری در دل؟ گفتم: غم تو .. گفت: نگاهش می‌دار! "ابوسعید ابوالخیر"