راه پس و پیش ...

تا حالا توی زندگی یه جایی قرار گرفتی که ....

نه راه پس داشته باشی و نه راه پیش ....

یا حتی این احساس رو داشتی که تک و تنها ....

لبه ی یک پرتگاه ایستاده باشی ....

لحظات عمر داره جلوی چشمام از دستم می ره ...

می دونم یکی اون بالا داره نگام می کنه ....

ولی من همچنان مات و مبهوت همون جا ایستادم و

نمی تونم قدم از قدم بردارم ....

البته بهتر می دونم که فقط داره نگاه می کنه و دیگر هیچ ....

شاید می خواد سقوط  منو  ببینه .....

/ 6 نظر / 14 بازدید
محمد رسول

*** با سلام خدمت شما دوست بزرگوار با ادامه ی قسمت دوم گفتمان هفتگی با موضوع : "با توجه به مسئولیت اخلاقی خود قضاوت کنید؟! " به روز هستم و منتظر قدوم شما می باشم. از شما دوست گرامی خواهشی داشتم که با نظرات سازنده و مفیدتان درباره ی پست، ما را یاری و راهنمایی نمایید و از این مطلب نتیجه گیری فرمایید. پیشاپیش از لطف و نظرات زیبایتان کمال تشکر و قدردانی را می نمایم.[گل][گل][گل] "{به امید روزی که طلوع آرامش در زندگی بشریت سایه گستر شود.پس به امید آن روز! }"[بدرود]

شوشترنگار

سلام این جمعه هم آمد ولی آقا نیامد تا جمعه دیگر... که آقا خواهد آمد التماس دعا

...

قرار گرفتم...بارها و بارها...و هر بار ناامیدتر از قبل سرمو بالا گرفتم و نگاهش کردم...اما خیلی زود بهم نشون داد که هنوز هست و هنوز مراقبمه...راه پیش همیشه هست...حتی اگه راه پس بسته شده باشه راه پیش همیشه گشوده است چون او خدای ماست خدای ما خدای ما...او خداست بنده که نیست مثل من که نیست تا دلش پربشه و صبرش سربیاد و خسته بشه...اون خداست هر قدر که افتاده باشم بلندم می کنه خودش قولشو داده...فقط گفته باید بخوای باید باورم کنی ...می گه منو باور کن محبتمو باور کن اما هر بار که باور نکردم نتونستم بلند شم...وقتی باورش می کنم دلم روشن میشه انگار یه دستی میاد و بلندم می کنه...یکی اشکامو تند و تند پاک می کنه یکی میاد و بهم می گه چی فکر کردی؟فکر کردی دنیاتموم شده ؟ فکر کردی همه چیز رسیده به آخرش؟مگه دنیایی که من آفریدم این قدر کوچیکه؟!...نه خیلی بزرگه بزرگ تر از اونی که فکرشو بکنی و تازه تو از همه ی دنیا و عالمی که آفریدم بزرگ تری...

...

بعد بهم می گه: باورت نمیشه؟!!...نگاه کن همه ی این رنجی که می کشی هنوز یه چوب خطتو پر نکرده...تو وسعت داری تورو برای خودم آفریدم و من چیزی رو که برای خودم خلق کنم بزرگ و وسیع و با ظرفیت خلق می کنم...من همه ی دنیارو برای تو آفریدم و تو رو برای خودم... بنده من اینو بفهم ودرکش کن ...اگه بدونی چقدر بهت مشتاقم اگه بدونی وقتی کم میاری چقدر دوست دارم بیای تو آغوش خودم... اگه بدونی چقدر برات مرهم آماده کردم اگه بدونی چقدر برای رفتنت راهو هموار کردم میای سراغ خودم...اون وقت حتی یه لحظه هم ازم ناامید نمیشی...حتی یه لحظه هم ازم غافل نمیشی...حتی یه لحظه هم فکر نمی کنی که من فراموشت کردم...اصلا مگه میشه فراموشت کنم من تورو برای خودم خواستم فقط برای خودم...هر نفسی که می کشی این منم که بهش برکت میدم هر اشکی که می ریزی این منم که بهش پاداش میدم هر بار که دلت می شکنه این منم که میام توش و مهمونش میشم... عزیزکم دوست دارم چون بنده منی چون قراره با من باشی و بمونی این رنج ها پله های رشد وتعالی تواند...دلم می خواد پیش فرشته هام روسفیدم کنی...دلم می خواد همونی باشی که تعریفتو کردم دلم می خواد بهم اعتماد کنی و تو دستام

حسین

سلام ولادت حضرت محمد{ص} و امام جعفر صادق{ع} بر شما مبارک باد [گل][گل][گل]