قدر شب های قدر

 

مرحوم کلینى در کافى از امام باقر علیه السلام نقل مى‏کند که آن حضرت در جواب معناى آیه «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ» فرمودند: «آرى شب قدر، شبى است که همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید مى‏شود. شبى که قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است که خداى تعالى درباره‏اش فرموده است: «فیها یفرق کل امر حکیم؛ در آن شب هر، امرى با حکمت، تعیین و ممتاز مى‏گردد.» آنگاه فرمود: «در شب قدر، هر حادثه‏اى که باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر مى‏شود؛ خیر و شر، طاعت و معصیت و فرزندى که قرار است متولد شود یا اجلى که قرار است فرارسد یا رزقى که قرار است برسد و ... .»

المیزان فى تفسیر القرآن، ج 20، ص، 382/ بحث روایى ذیل سوره مبارکه قدر.

التماس دعا - یا علی

 

/ 17 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

سلام علیکم و رحمت خدا بر شما باد امام على عليه‏السلام : هيچ كرامتى عزيزتر از تقوا نيست . بحار الأنوار : 70 / 288 / 16 التماس دعا یاعلی

میثم

سلام حال شما. انشالله که خوبید. نمی خوای به آپین راستی وبلاگ من با تغییراتی همراه بوده، خوشحالم نظرتون رو بگید. راستی اگه منو لینک کردید آدرس جیدی رو بذارید. به جای jannatkey بذارید jannatkay یعنی جای e a بذارید. خیلی ممنون. منتظرم

یلدا

سلام با تشكر از حضور شما در زمزمه‌هاي شب يلدا، با افتخار لينك شديد. عمرتون صدشب يلدا دلتون دريايي. در پناه حق شاد باشيد و سربلند. و ... سلام. يلدا

كربلايي

نوشته اند که ضربت این لعین ازل و ابد در همان نقطه وارد شد که قبلا ضربت عمروبن عبدود وارد شده بود. شکاف عظیمی در سر مبارک علی پیدا شد. خیلی افراد باز امیدوار بودند که علی علیه السلام بهبود پیدا کند. یکی از فرزندان علی، ظاهرا دختر بزرگوارش ام کلثوم، وقتی آمد عبور کند چشمش به عبدالرحمن بن ملجم افتاد، گفت ای لعین ازل و ابد به کوری چشم تو امیدوارم خدا پدرم را شفا عنایت کند. لبخندی زد، گفت من این شمشیر را به هزار درهم خریده ام، شمشیر بسیار کارآمدی است، هزار درهم داده ام این شمشیر را مسموم کرده اند. من خودم می دانم این ضربتی که من بر پدر تو زدم اگر آن را بر همه مردم تقسیم کنند همه مردم می میرند، خاطرت جمع باشد، این سخن تا حدود زیادی امید فرزندان علی را از علی قطع کرد. بقیه در ادامه مطلب:

استاذنا

اگر تربیت بر اصولی محكم پایه گذارى شود ، نتیجه ی آن مطلوب تر و سریع تر عاید مى شود. در این مقاله به 4 اصل و در مقاله ی بعد به چند اصل دیگر اشاره می كنیم كه به كارگیرى آنها هنگام تربیت ، زمینه ی پذیرش بهتر را فراهم مى سازد . والدین و مربیان عزیز با ما همراه باشید و به امید اینکه با به کار گیری این اصول در تربیت نسل آینده موفق تر باشید: 1- اصل اعتدال رفتارها و عملكردهاى تربیتى ، در صورتى به ما كمك مى رساند كه تابع اعتدال باشد. تربیت خردمندانه ، تربیتى است كه مبتنى بر حفظ اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط در همه امور باشد. چنانچه حضرت علی علیه السلام مى فرمایند: لاترى الجاهل الا مفرطا اءو مفرطا ؛ (1) نادان را نبینى جز این كه كارى را از اندازه فراتر كشاند و یا بدان جا كه باید نرساند. البته در تربیت اندازه شناختن ، امرى دشوار است و جز با خردورزى در تربیت ، نمى توان اندازه ها را دریافت . بهترین نظام تربیتى ، نظامى است معتدل كه در آن نه امید بیش از اندازه ، و نه بیم بیش از اندازه حاكم باشد. حضرت على علیه السلام مى فرمایند: خیر الاءعمال اعتدال الرجاء و الخوف (2)

استاذنا

بهترین كارها، اعتدال امید و بیم است . در این كه راه اعتدال ستوده است ، جاى هیچ شك و شبهه اى نیست . حضرت مى فرمایند: من اءخذ القصد حمدوا الئه طرقه و بشروه بالنجاه ، و من اءخذ یمینا و شمالا ذموا الئه الطریق و حذروه من الهلكه (3) آن كه راه میانه راپیش گیرد ، ستایشش كنند و به نجات مژده اش دهند. آن كه راه راست یا چپ را پیش گیرد ، روش وى را زشت شمارند و از تباهى بر حذرش دارند. سیرت و سنت ائمه اطهار علیه السلام بر اعتدال بود چنان كه امام على علیه السلام درباره این راه و رسم مى فرمایند: طریقتنا القصد ؛ (4) راه و روش ما، میانه روى است . 2- اصل تدرج و تمكن هر حركت تربیتى باید با توجه به اختلاف استعدادها و نیازها و به صورت تدریجى و مرحله به مرحله بر اساس توانایى ها صورت پذیرد. حضرت امیر علیه السلام در عهدنامه مالك اشتر چنین آموزش داده اند: ایاك و العجله بالاءمور قبل اءوانها، اءو التساقط فیها عند امكانها، اءو اللجاجه فیها اذا تنكرت اءو الوهن عنها اذا ستوضحت ، فضع كل اءمر موضعه و اءوقع كل عمل موقعه ؛ (5) بپرهیز از شتابزدگى در كارهایى كه وقت انجام دادنشان نرسیده است و از اهمالگرى در كارهایى كه وقت انجام

استاذنا

3- اصل تسهیل منظور این است كه اقدامات تربیتى باید امورى آسان و میسر باشد و ازفرد تكالیف سخت و طاقت فرسا نخواهیم و خواسته هاى ما طورى باشد كه آن فرد با میل و رغبت آن را انجام دهد. آنان كه با مسامحه عمل مى كنند بیشترین نتیجه را مى گیرند. حضرت على علیه السلام خود بر این عمل تربیتى پاى مى فشردند و در هدایت انسان ها از آن بهره مى گرفتند و مى فرمودند: ان الله سبحانه و تعالى ، یحب السهل النفس ، السمح الخلیفه القریب الاءمر (6) همانا خداى - پاك و بلند مرتبه - شخص ملایم طبع ، آسان گیر و گشاده دست را دوست دارد. فطرت آدمى از خشونت و سخت گیرى بیزار است و هیچ چیز چون سهولت و ملایمت در تربیت كارساز نیست . حضرت در نامه اى به حارث همدانى نوشته اند: و اكظم الغیظ، و تجاوز عند المقدره ، واحلم عند الغضب ، واصفح مع الدوله تكن لك العاقبه (7) خشم خود را فرو بر و به وقت توانایى ، هنگام خشم ، در بردبارى بكوش و به هنگام قدرت ، چشم پوشى كن تا عاقبت از آن تو باشد. خداى - پاك و بلند مرتبه - شخص ملایم طبع ، آسان گیر و گشاده دست را دوست دارد.

استاذنا

4- اصل تربیت عقلانى رسالت پیام آوران الهى در جهت شكوفایى استعدادها و تربیت عقلانى بوده است ، آن ها سعى داشته اند عقل ها را بالنده و انسان ها را به حكمت آراسته سازند. در این تربیت ، قواى آدمى تسلیم خرد شده و به واسطه ی عقل اداره مى شود. عقل ، محور امور قرار مى گیرد و هوا و هوس از انسان رخت برمى بندد. حضرت على علیه السلام در ستایش این شیوه مى فرمایند: استرشد العقل ، و خالف الهوى تنجع (8) راه راست را از عقل بخواه و با هوا مخالفت نما تا كامیاب شوى . پی نوشت ها : 1- نهج البلاغه ، حكمت 70. 2- غررالحكم ، ج 1، ص 355. 3- نهج البلاغه ، كلام 222. 4- شرح غرر الحكم ، ج 4، ص 254. 5- نهج البلاغه ، نامه 53. 6- همان ، ج 2، ص 513. 7- نهج البلاغه ، نامه 69. 8- همان ، ج 2، ص 184.

استاذنا

4- اصل تربیت عقلانى رسالت پیام آوران الهى در جهت شكوفایى استعدادها و تربیت عقلانى بوده است ، آن ها سعى داشته اند عقل ها را بالنده و انسان ها را به حكمت آراسته سازند. در این تربیت ، قواى آدمى تسلیم خرد شده و به واسطه ی عقل اداره مى شود. عقل ، محور امور قرار مى گیرد و هوا و هوس از انسان رخت برمى بندد. حضرت على علیه السلام در ستایش این شیوه مى فرمایند: استرشد العقل ، و خالف الهوى تنجع (8) راه راست را از عقل بخواه و با هوا مخالفت نما تا كامیاب شوى . پی نوشت ها : 1- نهج البلاغه ، حكمت 70. 2- غررالحكم ، ج 1، ص 355. 3- نهج البلاغه ، كلام 222. 4- شرح غرر الحكم ، ج 4، ص 254. 5- نهج البلاغه ، نامه 53. 6- همان ، ج 2، ص 513. 7- نهج البلاغه ، نامه 69. 8- همان ، ج 2، ص 184.

ترلان

بسم الله الرحمن الرحیم سلام قدر را با کن فیکون اش فهمیدم آن دم که گفت موجود باش ! پس موجود شدم شبانت همیشه به حرمت شبان قدر خدایی باشی یا علی