آغوش تو ...

 

دلم آغوشی برای گریستن می خواهد ...

نه زن ... نه مرد ...

خدایا زمین نمی آیی ؟؟؟؟

 

د.ن 1: گاهی فلکم گریستن فرماید ... ناخفته دو چشم را عنا فرماید ...

د.ن 2: من می مانم و "تو" ... "تو" می مانی و من ...

/ 6 نظر / 6 بازدید
صراط

ولابکین علیک بکاء الفاقدین ... لأی الامور الیک اشکوا و لما منها اضجّ و ابکی لالیم العذاب و شدته ام لطول البلاء و مدته؟!!!

عليزاده

خداوندا اگر روزي بشر گردي ز حال بندگانت باخبر گردي پيشمان مي‌شوي از قصه خلقت! از اين بدعت!

هفت وادی

حواله ام هم که میکنی به غیر لااقل کسی باشد که طاقت شانه هایش از توان ِ بی طاقتیم بیشتر باشد دلم زیارت خواست یکهو .. : ((

عاشق کوهستان

سلام عزیز[گل] نجوای لذیذیست ... خوشابحالتون لطفا" کمی از دلنوشته ی اولتون برامون توضیح بفرمائید ؟

قطره

سلام عزيز دلت وقتي آغوش مي خواهد براي گريستن كه از زمين و زمانه گرفته باشد بارها حسش كرده ام آن قدر كه دلت مي خواهد از همه ي آن چه كه داري بگريزي و به جايي پناه ببري كه هيچ كدام از اينها نباشد هر دلتنگي و بي قراري و بغضي ريشه اي دارد وقتي پيدايش ميكني درمانش و مرهمش آسان تر يافت مي شود اما وقتي ريشه اش گم مي شود به هر دستاويز كه متصل ميشوي رهايت مي كند و راه را نمي يابي... اينطور وقت ها مي نشينم و دليل دلتنگي ها و بغض هايم را پيدا مي كنم بعد مي نشينم وتكه هاي اين پازل به هم ريخته را كنار هم مي چينم... آغوش او هميشه باز است اين را بهتر از من مي داني...[گل]

عاشق کوهستان

سلام علیکم ممنون از جوابتون انسانهای بزرگ درد و رنج دیگران را هم دارند و ... خدایا به ما هم درد دین عنایت بفرما از غم و غصه ی مولایمان کم کن ... کوه را دریاب که بهترین آموزگار زندگیست در کشاکش صعود تصفیه میکند و صیقل می بخشد در سرمستی فتح جان می بخشد و روح میدهد ...