خسته ی دیار ...

 

محبس خویشتن منم ، از این حصار خسته ام
من همه تن انا الحقم ،‌ کجاست دار ، خسته ام

در همه جای این زمین ، همنفسم کسی نبود
زمین دیار غربت است ،‌ از این دیار خسته ام

 

د.ن 1: دیگر خیلی چیزها باید برایم عادی شود ..... مگر نه ؟؟ ! !

د.ن 2: من می مانم و تو ..... تو می مانی و من .....

د.ن 3: من به طرح نگاه تو امید مبهمی دارم .....

/ 5 نظر / 13 بازدید
عليزاده

به بيدادان بدادم داد پنهان ولى در حق خود بيداد كردم چو از صبرم همه فرياد كردند چنان باشد كه من فرياد كردم مرا استاد، صبر است و از اين رو خلاف مذهب استاد كردم جهانى كه نشد آباد هرگز به ويران كردنش آباد كردم در اين تيزاب كه چون برگ كاه است به مشتى گل در او بنياد كردم فراموشم مكن يا رب ز رحمت اگر غير تو را من ياد كردم

ر-ز

باسلام انشااله درتمامي لحظات زندگي خداهمراهتون باشه تااز عادي بودن زندگي رنج نبريد.

عاشق کوهستان

سلام عزیز من بد کنم و تو بد مکافات کنی پس فرق میان من و تو چیست ؟!

ترلان

سلام باید حرف دلم رو گوش کنم همه دنیا رو فراموش کنم دستم رو بلند کنم به آسمون دلم رو رها کنم از این و اون دلم رو رها کنم از آدما سبنه ام رو پر کنم از یاد خدا باید حرف دلم رو گوش کنم ***** ما همه به طرح نگاه تو امید مبهمی داریم یا علی

هفت وادی

همیشه نوشت: من می مانم و تو ..... تو می مانی و من ..... من می مانم و تو ..... تو می مانی و من ..... من می مانم و تو ..... تو می مانی و من ..... من می مانم و تو ..... تو می مانی و من ..... من می مانم و تو ..... تو می مانی و من ..... من می مانم و تو ..... تو می مانی و من ..... من می مانم و تو ..... تو می مانی و من .....